از مرکز ماوا درخواست می کنم به داد مدارس برسند/ در مدارس اوضاع «سرود» خوب نیست
1397/6/24
حسین هوشیار در آیین رونمایی «بزرگ راه»
از مرکز ماوا درخواست می کنم به داد مدارس برسند/ در مدارس اوضاع «سرود» خوب نیست
به یاد دارم که عملیات کربلای پنج بود و شهید حسین عفیفی در این عملیات به شهادت رسید. شهید عفیفی از بچه های محله ما بود و ما خیلی او را دوست داشتیم. به معلم ‌سرودمان‌ گفتم که می خواهیم برای شهید عفیفی سرودی بخوانیم...
به گزارش روابط عمومی ماوا، عصر روز دوشنبه 19 شهریور 1397 و آیین رونمایی آلبوم سرود «بزرگ راه» با محوریت شخصیت فرماندهان شهید دوران دفاع مقدس در تالار وحدت تهران برگزار شد.

در این مراسم قطعات آلبوم سرود «بزرگ‌راه» در قالب سرود نمایش به اجرا در می آید که در این چارچوب هنرمندانی از استان های مختلف کشور مانند خراسان رضوی، فارس، لرستان، قم، آذربایجان غربی، یزد، اصفهان و تهران اجرای این سرود نمایش را بر عهده داشتند.

در این برنامه علاوه بر حضور خانواده های معزز شهدای مدافع حرم، خانواده سرداران شهید دفاع مقدس، شهدای هسته ای و هنرمندان، حجت الاسلام و المسلمین قمی رئیس جدید سازمان تبلیغات اسلامی سخنرانی کردند.

شهیدی که می خواست برایش سرود بخوانند

حاج حسن هوشیار مداح اهل بیت و مدرس سر‌ود نخستین سخنران این مراسم بود. او در سخنانش به بیان خاطره ای از دوران نوجوانی اش پرداخت، خاطره ای که موجب علاقه او به سرود و ادامه این راه هنری شده بود. در ادامه متن صحبت های حاج حسن هوشیار را می خوانید:
دلیل اینکه سرود را ادامه دادم را در قالب یک خاطره برایتان می گویم. وقتی محصل بودم در محله نازی آباد درس می خواندم و در مدرسه عضو گروه سرود بودم. به یاد دارم که عملیات کربلای پنج بود و شهید حسین عفیفی در این عملیات به شهادت رسید. شهید عفیفی از بچه های محله ما بود و ما خیلی او را دوست داشتیم.
به معلم ‌سرودمان‌ گفتم که می خواهیم برای شهید عفیفی سرودی بخوانیم.
رفتیم ‌مسجد تا سرود را آماده کنیم. ‌من تکخوان سرود بودم(بخشی از تکخوانی اش در آن سرود را برای حاضران در تالار وحدت خواند). اکبر بدی عارف یکی از بچه های بسیج بود که در مراسم تشییع پیکر شهید عفیفی، زانوهایش را بغل کرده بود و گریه می کرد. اکبر در مراسم تشییع فریاد میزد و می گفت حسین تنهایت نمی گذارم.
عملیات کربلای پنج تا چندین روز بعدش ادامه داشت.

یک شب در خواب دیدم اکبر روی ابرها بود و به من می گفت برایم آن سرودی را بخوان که برای حسین عفیفی خواندی.
روز بعدش و بعد از پایان امتحان مدرسه، وقتی به خانه برمی گشتم دیدم که خبر شهادت اکبر بدی عارف را آورده اند. آنجا بود که فهمیدم خوابم بی دلیل نبوده و شهدا همیشه ما را می بینند.
دانش آموزان و مدرسان سرود بدانید که کارتان مورد عنایت شهدا است. شک نکنید سردارانی که نامشان را آوردید به تک تک شما نظر دارند.
وقتی هنر شما را شهید می شنود، اولیای خدا و البته خدا به طور حتم می بینند و می شنوند.
خواننده یک سرود باید با خلوص بخواند تا ابتدا در خودش اثر‌کند و بعد در دیگران موثر باشد.
من از موسسه ماوا درخواست دارم که به داد مدارس هم برسند. در مدارس اوضاع سرود چندان خوب نیست.